مسيح ذبيحى
15
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
مراجعت كردند و فصل زمستان در طهران به تهيّهء لشكر پرداخته در اواسط ذيقعدة الحرام دويست و يازده هجرى به جانب گرجستان رايات همايون به حركت آمد . پس از فتح آن حدود در قلعهء شوشى در شب شنبه بيست و يكم ذيحجة الحرام سنهء 1211 هجرى به دست صادق نام فرّاش خلوت شهيد شدند و لفظ « تاريخ » تاريخ اوست ، و حاكم قراباغ ابراهيم خليل خان جوانشير كه از اكابر / 18 / آن ولايت است از شدت يأس آن پادشاه رو گردان شد و پس از شهادت ايشان خاقان مغفور عنايت كرده وحشت او را به راحت و اطمينان مبدّل ساختند و صبيّهء او را به عقد ازدواج خود در آوردند . القصّه ولادت آن پادشاه قهّار در روز يكشنبه بيست و هفتم محرّم الحرام هزار و صد و پنجاه و پنج در قصبهء استرآباد اتفّاق افتاد و از عمرشان پنجاه و شش سال گذشته بود ، انتهى . . . » نگارنده عرض مىكند همان قصبهء استرآباد از اقبال بىزوال اين اعليحضرت اقدس شهريار و مسند آراى اورنگ كيان ، فخر سلاطين باستان ، منبع عدل و امان ، وارث ملك سليمان ، خسرو دريادل گردون احتشام ، داور خورشيد چتر بهرام انتقام ، حامى بلاد اسلام ، حافظ ملّت احمدى ، مظفرّدين محمدى ، صاحب اورنگ و سرير خسروى ، خسرو بىنظير ظل الله فى الارض السّلطان ابن السّلطان بن السّلطان بن السّلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان بن الخاقان مظفرّ الدّين شاه قاجار لازالت مدّ ظلّه العالى الى يوم القرار به حمد اللّه كه مأمول از تنگناى انديشه و گمان به ساحت تحرير و بيان آمده و امروز از بلاد معظم ايران محسوب مىشود . اميد است عزم راسخ اين دستور معظّم با فر و شأن و بوذرجمهر دوران اعنى حضرت مستطاب اشرف ارفع اسعد افخم امنع اعظم و الا شاهزادهء آزادهء بى همال ملك خصال عين الدّوله صدر اعظم مملكت ايران روحى فداه كه به نهايت براى ترقّى و پيشرفت امور سياسى اين مملكت و مهام جليلهء دولتى و ملّتى و تفتيح دواير علمى مجاهدات شخصى دارند و با پادشاه دل آگاه در حفظ بيضهء اسلام و ترقى مملكت و حفظ ناموس و برقرارى امور تمدّن و استوارى بنيان انسانيّت و اساس مدنيّت آن سرزمين بيشتر از پيش ترقّى كند . / 19 / در سنهء هزار و سيصد و بيست و بيست و يك كه امر ايالت و فرمانفرمايى مملكت استرآباد به كف با كفايت حضرت مستطاب اشرف ارفع اسعد امنع افخم اعظم و الا شاهزاده حاجى سيف الدوله روحى فداه موكول بود اين چاكر را از وزارت جليلهء جنگ